شهر به‌مثابه محیط شکل‌گیری روابط اجتماعی

شهر به‌مثابه محیط شکل‌گیری روابط اجتماعی


نظریه اجتماعی در شهرسازی؛ مقایسه چهار الگوی نظم اجتماعی

جلسه چهارم دوره معرفی نیمه‌تفصیلی زیست‌شهر نوین مولد
ارائه: دکتر عباس جهانبخش

نظریه اجتماعی در شهرسازی به این پرسش می‌پردازد که محیط زندگی باید چه نوع روابطی را تسهیل کند و در خدمت کدام تصویر از انسان و جامعه مطلوب قرار گیرد. شهر فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، معابر و تأسیسات نیست؛ سازمان فضایی آن می‌تواند بر شیوه تعامل مردم، امکان همکاری، مناسبات اقتصادی و کیفیت زندگی خانوادگی اثر بگذارد.

در جلسه سوم، ضرورت نظام فکری برای انسانِ شرایط‌ساز بررسی شد. مسئله اصلی آن بود که نه می‌توان بدون شناخت کافی وارد عمل شد و نه می‌توان اقدام را تا دستیابی به شناخت کامل همه ابعاد واقعیت به تعویق انداخت. راه پیشنهادی، شناسایی اطلاعات محوری و گسترش تدریجی شناخت در ارتباط با عمل بود.

جلسه چهارم این بحث را ادامه می‌دهد و اطلاعات محوری را به سه پرسش درباره فرد، جامعه و حکومت مطلوب تبدیل می‌کند. پاسخ به این پرسش‌ها، مبنای مقایسه چهار الگوی اجتماعی و بررسی نسبت آن‌ها با طراحی محیط است.

فهرست مطالب

۱. سه پرسش محوری نظریه اجتماعی
۲. چهار الگوی نظم اجتماعی
۳. جامعه استیلا
۴. جامعه بازار
۵. جامعه امت
۶. آنارشیسم
۷. نسبت ساختارها با اهداف فرهنگی
۸. مفهوم بهینگی در شهرسازی
۹. کاربرد چارچوب در طراحی شهر
۱۰. جمع‌بندی و مشاهده فیلم

نظریه اجتماعی در شهرسازی با چه پرسش‌هایی آغاز می‌شود؟

در چارچوب این جلسه، تعریف «خوب» نقطه آغاز سامان‌دهی نظام فکری است. برای کاربردی کردن این مفهوم، سه سطح از یکدیگر متمایز می‌شوند.

فرد مطلوب و رانه انگیزشی

نخست باید پرسید کدام انگیزه قرار است محرک اصلی کنش فردی و اجتماعی باشد. آیا ساختارها باید بر جست‌وجوی منفعت شخصی تکیه کنند، از ترس و اجبار بهره بگیرند یا محبت، مسئولیت و ایثار را تقویت کنند؟

بحث درباره انکار تنوع انگیزه‌های انسان نیست؛ مسئله آن است که هر الگوی اجتماعی، کدام انگیزه را مبنای اصلی طراحی نهادها قرار می‌دهد.

جامعه مطلوب و سازوکار نظم

پرسش دوم این است که نظم و هماهنگی اجتماعی چگونه شکل می‌گیرد. آیا قدرت قاهره، رقابت، اخوت یا همکاری داوطلبانه، سازوکار اصلی تنظیم روابط خواهد بود؟

پاسخ به این پرسش، بر تعریف ساختارهای مطلوب در اقتصاد، آموزش، حکمرانی و شهرسازی اثر می‌گذارد.

حکومت مطلوب و معیار واگذاری قدرت

پرسش سوم به واگذاری مناصب و امکانات عمومی مربوط است: چه کسی و بر اساس چه معیاری باید مسئولیت اداره جامعه را بر عهده بگیرد؟

در این سطح، معیارهایی مانند توان اعمال قدرت، توان تولید ثروت، صلاحیت خدمت و آگاهی‌بخشی، یا اساساً نفی حکومت متمرکز، از یکدیگر متمایز می‌شوند.

چهار الگوی نظم اجتماعی؛ یک دسته‌بندی تحلیلی

در این جلسه، پاسخ‌ها در چهار الگوی «استیلا»، «بازار»، «امت» و «آنارشیسم» سازمان‌دهی می‌شوند. این چهارگانه را باید چارچوب تحلیلی پیشنهادی بحث دانست، نه تقسیم‌بندی جامع و مورد توافق همه نظریه‌پردازان یا توصیف دقیق همه جوامع تاریخی.

جوامع واقعی معمولاً ترکیبی از روابط قدرت، مبادله، همکاری و همبستگی‌اند. هدف این دسته‌بندی، برجسته کردن تفاوت در منطق سازمان‌دهنده روابط است.

الگوی اجتماعی انگیزه یا مسئله محوری در صورت‌بندی جلسه سازوکار اصلی نظم معیار اداره جامعه
استیلا منفعت فردیِ نیازمند مهار قدرت قاهره و ترس از مجازات توان برقراری اقتدار
بازار منفعت فردی و انگیزه کسب سود رقابت و مبادله تقدم توان اقتصادی در خوانش انتقادی جلسه
امت محبت، مسئولیت و ایثار اخوت و ولایتِ خدمت‌محور صلاحیت خدمت، ایثار و آگاهی‌بخشی
الگوهای آنارشیستی متنوع؛ مخالفت با اقتدار تحمیلی وجه مشترک مهم آن‌هاست خودسازمان‌دهی و توافق‌های غیرمتمرکز نفی ضرورت دولت یا اقتدار متمرکز

این جدول، نقطه آغاز مقایسه است؛ تفاوت‌های درونی هر سنت نظری را نمی‌توان به آن فروکاست.

بررسی ماکت محله در کارگاه نظریه اجتماعی در شهرسازی، با توجه به روابط همسایگی و فضاهای مشترک

بررسی ماکت محله در کارگاه نظریه اجتماعی در شهرسازی، با توجه به روابط همسایگی و فضاهای مشترک

جامعه استیلا؛ نظم از طریق قدرت قاهره

در الگوی استیلا، روابط اجتماعی عمدتاً از بالا به پایین سازمان می‌یابند. فرض محوری آن است که تعارض منافع افراد، بدون وجود قدرتی برتر، به بی‌نظمی و نزاع می‌انجامد. ازاین‌رو، اقتدار حاکم ضامن نظم تلقی می‌شود.

نظریه هابز درباره ضرورت قدرت حاکم، نمونه‌ای برای توضیح مسئله امنیت و مهار تعارض در این بحث است. البته هابز متفکری متعلق به دوران جدید است و نظریه او نباید عیناً به همه حکومت‌های جهان باستان تعمیم داده شود.

در صورت‌بندی جلسه، رابطه ارباب و رعیت نماد این الگوست: جایگاه افراد نابرابر است و قدرت از موقعیت مسلط به سطوح پایین‌تر اعمال می‌شود.

پرسش انتقادی آن است که آیا نظم اجتماعی صرفاً با توان فرمان دادن و وادار کردن دیگران تعریف می‌شود، یا کیفیت رابطه صاحبان قدرت با مردم نیز باید در معیار مطلوبیت حکومت حضور داشته باشد؟

مطالب مرتبط: فلسفه اخلاقی و سیاسی هابز؛ دانشنامه فلسفه استنفورد

جامعه بازار؛ نظم از طریق رقابت

در الگوی بازار، پاسخ به مسئله نظم تغییر می‌کند. به‌جای آنکه تعارض منافع فقط با قدرت قاهره مهار شود، رقابت و مبادله می‌توانند رفتار افراد را در جهت تأمین نیازهای یکدیگر هدایت کنند.

اثر آدام اسمیت، ثروت ملل، منتشرشده در سال ۱۷۷۶، یکی از نقاط مهم صورت‌بندی این اندیشه است. بااین‌حال، این تاریخ را نباید مرز آغاز ناگهانی جامعه بازار دانست؛ شکل‌گیری اقتصادهای بازاری و سرمایه‌داری، فرایندی تاریخی و پیچیده بوده است.

در این منطق، تولیدکننده برای فروش محصول خود باید نیاز خریدار را در نظر بگیرد. رقابت، در صورت وجود شرایط لازم، می‌تواند او را به بهبود کیفیت و تعدیل قیمت ترغیب کند. این نتیجه خودکار نیست و به عواملی مانند ساختار بازار، اطلاعات، قواعد حقوقی و قدرت اقتصادی بازیگران وابسته است.

مطالب مرتبط: آدام اسمیت، ثروت ملل

تغییر نقش حکومت و نهادهای اجتماعی

در خوانش ارائه‌شده در جلسه، گسترش منطق بازار، نقش حکومت را نیز تغییر می‌دهد. حفاظت از قواعد رقابت، رسیدگی به حوزه‌هایی که بازار به‌تنهایی پوشش نمی‌دهد و گسترش سازوکارهای اقتصادی به عرصه‌های تازه، اهمیت پیدا می‌کند.

این توصیف درباره همه نظریه‌های اقتصادی یکسان صدق نمی‌کند. مکاتب مختلف درباره تنظیم‌گری، تأمین اجتماعی، خدمات عمومی و حدود بازار اختلاف دارند.

نقد اصلی جلسه متوجه وضعیتی است که منطق مبادله و سود، از حوزه اقتصاد فراتر رود و به معیار غالب ارزش‌گذاری در سیاست، خانواده، آموزش و دیگر نهادها تبدیل شود.

نفع شخصی، رقابت و مسئله اخلاق

در چارچوب هنجاری زیست‌شهر، پرسش محوری این است که آیا باید حرص، حسادت و میل پایان‌ناپذیر به تصاحب را موتور پیشرفت قرار داد، یا ساختارها را به‌گونه‌ای سامان داد که این صفات مهار شوند؟

برای دقت در این نقد، لازم است نفع شخصی، کسب سود، رقابت و حرص از یکدیگر تفکیک شوند. این مفاهیم مترادف نیستند و همه متفکران اقتصاد بازار نیز آن‌ها را یکسان ارزیابی نمی‌کنند.

بنابراین، مسئله اصلی، نفی هرگونه مبادله یا انگیزه اقتصادی نیست؛ نقدِ تبدیل منفعت‌طلبی نامحدود به مبنای مسلط سامان‌دهی زندگی اجتماعی است.

جامعه امت؛ محبت، اخوت و مسئولیت

در الگوی جامعه امت، رانه مطلوب اجتماعی، محبت و مسئولیت در برابر دیگران است. قدرت و امکانات بیشتر، به‌جای آنکه صرفاً امتیازی برای بهره‌برداری شخصی باشند، مسئولیت بیشتری برای خدمت ایجاد می‌کنند.

در این چارچوب، دو نوع رابطه مکمل مطرح می‌شود:

  • رابطه عمودیِ ولایت، با تأکید بر هدایت، حمایت و مسئولیت؛
  • رابطه افقیِ اخوت، با تأکید بر همکاری، همبستگی و رعایت حقوق متقابل.

تفاوت ولایت و استیلا، در این بحث، به جهت استفاده از قدرت بازمی‌گردد. در استیلا، دیگران در خدمت موقعیت مسلط قرار می‌گیرند؛ در صورت مطلوب ولایت، توان بیشتر باید در خدمت رشد و حمایت از دیگران باشد.

خانواده به‌عنوان تمثیل مراقبت اجتماعی

خانواده در این جلسه تمثیلی برای توضیح رابطه مبتنی بر مراقبت است. نوزاد توان تأمین نیازهای خود را ندارد، اما والدین برای مراقبت از او صرفاً منتظر مبادله‌ای هم‌ارز یا دریافت منفعت فوری نمی‌مانند.

از این منظر، الگوی دینی می‌کوشد مسئولیت نسبت به دیگری را از محدوده روابط نزدیک فراتر ببرد و به مناسبات اجتماعی گسترش دهد.

این تمثیل، به معنای یکسان گرفتن جامعه با خانواده یا نفی حقوق و استقلال افراد نیست. وجه مورد توجه، مسئولیت توانمندان در برابر افراد نیازمند حمایت است.

خانواده و مسئولیت مراقبت از اعضای آسیب‌پذیر

خانواده و مسئولیت مراقبت از اعضای آسیب‌پذیر

نسبت ولایت و اخوت

در استناد جلسه به شذرات المعارف آیت‌الله محمدعلی شاه‌آبادی، جامعه دینی با پیوند دو رشته نبوت و ولایت از یک‌سو و اخوت از سوی دیگر توضیح داده می‌شود.

مبنای قرآنی این جهت‌گیری را می‌توان در تأکید بر ایثار، مهار بخل و خدمت بدون انتظار پاداش مشاهده کرد؛ از جمله:

«إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»
ما شما را برای رضای خدا اطعام می‌کنیم و از شما پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم.
سوره انسان، آیه ۹

در این صورت‌بندی، صلاحیت اداره جامعه صرفاً با قدرت یا ثروت سنجیده نمی‌شود؛ توان خدمت، ایثار، هدایت و آگاهی‌بخشی نیز معیار اساسی است.

آنارشیسم؛ نقد حکومت و اقتدار متمرکز

آنارشیسم (Anarchism [خانواده‌ای از دیدگاه‌های منتقد دولت و اقتدار تحمیلی]) به این پرسش می‌پردازد که آیا وجود حکومت برای نظم اجتماعی ضروری است.

آنارشیسم را نباید صرفاً معادل آشوب‌طلبی دانست. بسیاری از گرایش‌های آن، شکل‌هایی از نظم مبتنی بر همکاری داوطلبانه، خودگردانی و سازمان‌دهی غیرمتمرکز را پیشنهاد می‌کنند.

در چهارگانه جلسه، این رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که اصلِ وجود رأس متمرکز قدرت را به پرسش می‌کشد. بااین‌حال، درباره انگیزه فردی، مالکیت و شیوه سازمان‌دهی اقتصادی، میان گرایش‌های آنارشیستی اختلاف‌های جدی وجود دارد.

بنابراین، برخلاف سه الگوی نخست، نمی‌توان برای همه آنارشیست‌ها یک پاسخ واحد به پرسش رانه انگیزشی نسبت داد.

مطالب مرتبط: آنارشیسم؛ دانشنامه فلسفه استنفورد

چرا ساختارها و ابزارها کاملاً خنثی نیستند؟

پس از شناخت تفاوت الگوها، پرسش کاربردی این است: آیا می‌توان نهاد یا ساختاری را بدون بررسی منطق شکل‌گیری آن، از یک جامعه به جامعه دیگر منتقل کرد؟

نگاه انتزاعی، ساختارها را فقط بر اساس کارکرد عمومی آن‌ها تعریف می‌کند: آموزش، آموزش است؛ بانک، بانک است؛ شهر نیز شهر است. اما چنین تعریفی ممکن است تفاوت در هدف، قواعد، مشوق‌ها و آثار اجتماعی را پنهان کند.

برای توضیح، می‌توان دو ابزار برنده را مقایسه کرد: ابزار ظریف جراحی و ابزار برش صنعتی هر دو قابلیت بریدن دارند، اما شکل، اندازه، دقت و شرایط استفاده آن‌ها متناسب با اهداف متفاوت طراحی شده است. اشتراک در یک کارکرد، به معنای قابلیت جایگزینی بی‌قیدوشرط نیست.

در مورد نهادهای اجتماعی نیز باید بررسی کرد که ساختار مورد نظر چه رفتارهایی را تشویق می‌کند، چه کسانی از آن منتفع می‌شوند و استفاده مطلوب از آن به چه اصلاحاتی نیاز دارد.

این سخن به معنای تغییرناپذیری فناوری یا نهادها نیست؛ بلکه بر ضرورت ارزیابی، بازطراحی و بومی‌سازی آگاهانه تأکید دارد.

مفهوم بهینگی در شهرسازی

«بهتر شدن» بدون مشخص کردن هدف، معنای کاملی ندارد. طرحی ممکن است از نظر سرعت گردش سرمایه مطلوب باشد، اما از نظر دسترسی خانوارها به مسکن مناسب، نتیجه مطلوبی نداشته باشد.

همچنین افزایش ظرفیت عبور خودرو لزوماً به معنای بهبود امکان پیاده‌روی، بازی کودکان یا تعامل همسایگان نیست. هر ارزیابی باید روشن کند چه اهدافی را دنبال می‌کند و میان آن‌ها چگونه تعادل برقرار می‌سازد.

در چارچوب زیست‌شهر، بهینگی باید در نسبت با زندگی مطلوب تعریف شود. اگر محبت، مسئولیت، خانواده و اخوت اهمیت دارند، طراحی محیط نیز باید امکان تحقق آن‌ها را بررسی کند.

البته میان اهداف همیشه تعارض کامل وجود ندارد. ممکن است یک راه‌حل هم‌زمان از نظر اقتصادی، محیط‌زیستی و اجتماعی مناسب باشد. مسئله، آشکار کردن معیارهای انتخاب و پرهیز از مطلق دانستن یک شاخص است.

تفاوت سازمان فضایی و فرصت‌های زندگی روزمره

تفاوت سازمان فضایی و فرصت‌های زندگی روزمره

کاربرد نظریه اجتماعی در شهرسازی

کاربرد نظریه اجتماعی در شهرسازی آن است که پیش از انتخاب راه‌حل کالبدی، نسبت آن با روابط اجتماعی مطلوب بررسی شود.

برای نمونه، اگر هدف تقویت همکاری و مسئولیت محلی باشد، پرسش‌های زیر اهمیت پیدا می‌کنند:

  • آیا ساکنان در تصمیم‌گیری درباره محیط خود نقشی دارند؟
  • فضاهای مشترک، فرصت تعامل فراهم می‌کنند یا صرفاً هزینه‌ای برای نگهداری‌اند؟
  • کودکان، سالمندان و افراد دارای محدودیت حرکتی چگونه از محیط استفاده می‌کنند؟
  • مسکن تا چه اندازه پاسخ‌گوی نیاز سکونت است و تا چه اندازه به موضوع سوداگری تبدیل شده است؟
  • سازمان فضایی محله، چه نسبتی میان حریم خصوصی و زندگی جمعی برقرار می‌کند؟
  • امکانات محلی چگونه می‌توانند همکاری، تولید و حمایت متقابل را تسهیل کنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها صرفاً از مبانی نظری استخراج نمی‌شود؛ شناخت تجربی، بررسی محدودیت‌ها و مشارکت استفاده‌کنندگان نیز ضروری است. نظریه، جهت بررسی را روشن می‌کند؛ طراحی و ارزیابی باید نشان دهند که راهکار پیشنهادی واقعاً چه پیامدهایی دارد.

محیط نیز رفتار انسان را به‌طور قطعی تعیین نمی‌کند. انسان همچنان موجودی مختار و شرایط‌ساز است؛ اما ساختارهای فضایی می‌توانند برخی انتخاب‌ها را آسان‌تر و برخی را دشوارتر سازند.

مشارکت ساکنان در رسیدگی به فضای مشترک محله

مشارکت ساکنان در رسیدگی به فضای مشترک محله

جمع‌بندی

نظریه اجتماعی در شهرسازی، طراحی محیط را به سه پرسش بنیادی پیوند می‌دهد: چه انسانی مطلوب است، نظم اجتماعی چگونه باید شکل بگیرد و قدرت و امکانات عمومی بر چه مبنایی واگذار شوند؟

چهارگانه استیلا، بازار، امت و آنارشیسم در این جلسه، ابزاری برای مقایسه پاسخ‌ها و شناخت تفاوت در منطق سازمان‌دهی روابط است. این چارچوب جایگزین مطالعه تفصیلی تاریخ و مکاتب نیست، اما می‌تواند جهت بررسی نهادها و تصمیم‌های فضایی را روشن کند.

در الگوی زیست‌شهر نوین مولد، شهر مطلوب باید با اهداف فرهنگی و روابط اجتماعی مطلوب تناسب داشته باشد. بنابراین، انتقال تجربه‌های جهانی یا انتخاب راهکارهای فنی، به بررسی مبانی، پیامدها و امکان بازطراحی آن‌ها نیاز دارد.

مسئله نهایی، صرفاً ساختن شهری کارآمد نیست؛ باید پرسید این کارآمدی در خدمت چه نوع زندگی و چه مناسباتی میان انسان‌ها قرار می‌گیرد.

مشاهده فیلم جلسه چهارم و پیگیری جلسه بعد

برای آشنایی با توضیحات، تمثیل‌ها و استدلال‌های ارائه‌دهنده، فیلم جلسه چهارم دوره معرفی نیمه‌تفصیلی «زیست‌شهر نوین مولد» با ارائه دکتر عباس جهانبخش را مشاهده کنید.

در جلسه آینده، نسبت این الگوهای اجتماعی با شهر بررسی می‌شود. شهر در الگوهای استیلا، بازار و آنارشیسم موضوع بحث خواهد بود و بررسی تفصیلی شهر امت در جلسات بعد ادامه می‌یابد.

پرسش‌های مرتبط با این جلسه را می‌توانید در گروه تعاملی زیست‌شهر مطرح کنید.

بخش ششم: پرسش‌های متداول پیشنهادی

۱. نظریه اجتماعی چه ارتباطی با شهرسازی دارد؟

نظریه اجتماعی درباره انسان، روابط اجتماعی، نظم و قدرت بحث می‌کند. این موضوعات در شهرسازی اهمیت دارند، زیرا طراحی محیط می‌تواند بر امکان تعامل، همکاری، دسترسی به امکانات و شیوه استفاده از فضا اثر بگذارد.

۲. چهار الگوی اجتماعی مطرح‌شده در این جلسه کدام‌اند؟

در چارچوب پیشنهادی جلسه، چهار الگوی استیلا، بازار، امت و آنارشیسم مقایسه می‌شوند. این چهارگانه یک دسته‌بندی تحلیلی برای بحث است، نه تقسیم‌بندی جامع و مورد توافق همه پژوهشگران درباره تاریخ جوامع.

۳. تفاوت جامعه بازار و جامعه امت چیست؟

در صورت‌بندی جلسه، جامعه بازار بر نقش منفعت فردی و رقابت در تنظیم روابط تأکید دارد؛ جامعه امت، محبت، اخوت، مسئولیت و خدمت را مبنای مطلوب روابط قرار می‌دهد. وجود مبادله اقتصادی به‌تنهایی یک جامعه را به «جامعه بازار» تبدیل نمی‌کند.

۴. آیا آنارشیسم به معنای بی‌نظمی است؟

لزوماً خیر. بسیاری از گرایش‌های آنارشیستی، دولت و اقتدار تحمیلی را نقد می‌کنند، اما از شکل‌هایی از نظم مبتنی بر همکاری داوطلبانه و خودسازمان‌دهی دفاع می‌کنند.

۵. آیا می‌توان از الگوهای شهرسازی دیگر کشورها استفاده کرد؟

بله؛ اما استفاده آگاهانه به بررسی شرایط، اهداف و پیامدهای آن‌ها نیاز دارد. یک الگو باید از نظر تناسب با نیازهای محلی، فرهنگ، حقوق ساکنان و امکانات اجرایی ارزیابی و در صورت لزوم بازطراحی شود.

نسخه کوتاه معرفی جلسه

شهر باید چه نوع روابط اجتماعی را تسهیل کند؟ در جلسه چهارم دوره معرفی نیمه‌تفصیلی «زیست‌شهر نوین مولد»، دکتر عباس جهانبخش با طرح سه پرسش درباره فرد، جامعه و حکومت مطلوب، چهار الگوی استیلا، بازار، امت و آنارشیسم را مقایسه می‌کند. این جلسه نشان می‌دهد که انتخاب ساختارهای اجتماعی و تصمیم‌های شهرسازی، به تعریف ما از زندگی مطلوب وابسته است. فیلم و متن کامل جلسه را در سایت زیست‌شهر دنبال کنید.

  • نظریه اجتماعی چیست؟
  • رابطه نظریه اجتماعی و شهرسازی
  • تفاوت جامعه بازار و جامعه دینی
  • نقش فرهنگ در طراحی شهر
  • نظم اجتماعی چگونه شکل می‌گیرد؟
  • نسبت رقابت و همکاری در جامعه
  • مفهوم جامعه امت چیست؟
  • آیا معماری و فناوری خنثی هستند؟
  • شهر مطلوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

مطالب مرتبط:

دکتر عباس جهانبخشمشاهده نوشته ها

او متولد 1358 در شهر اصفهان و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری دانشگاه هنر تهران است. دوره دکتری خود را با گرایش معماری اسلامی در دانشگاه هنر اصفهان گذرانده و هم اکنون به عنوان عضو هیئت علمی این دانشگاه مشغول فعالیت است. وی همچین دارای تحصیل آزاد حوزوی در مدرسه علمیه مبارکه معصومیه قم بوده و ضمن شرکت در درس خارج فقه عمران شهری آیت الله اراکی به فعالیت های پژوهشی طراحی و گفتمان‌سازی در اندیشکده مطالعات راهبردی زیست شهر اسلامی و نهادهایی همچون فرهنگستان علوم اسلامی، کارگروه فقه نظام عمران شهری و ستاد راهبری معماری و شهرسازی مرکز مدیریت حوزه علمیه مشغول است. موضوع رساله دکتری ایشان نیز روش‌شناسی نظریه پردازی در علوم انسانی اسلامی بوده است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *